ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

73

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

نزديك چاپارخانه‌ى آرژين « 1 » كه اولين منزلگاه بود ، چند ستون ساختمان و تاق‌هاى شكسته‌يى از يك بناى عظيم قديمى مشاهده مىشد كه بنا به گفته‌ى مسئول چاپارخانه بازمانده‌ى يك كليساى ارمنى ، اما طبق اظهارنظر ژروم ، كاروانسرايى از آثار دوره‌ى شاه عباس بود . كمى دور تر از آن چاپارخانه ، كردان چادرنشين بر لب رودخانه‌يى چادر زده بودند . منظره‌ى مردان كرد كه جامه‌هاى رنگارنگ بر تن كرده و عمامه‌هاى راه‌راه بر سر گذاشته بودند ، با آن ريش‌هاى حنايى رنگ و با آن نيزه‌هاى بلند و مجموعه‌يى از سلاح‌هاى عجيب و غريب ، دايره‌وار دور هم نشسته و سرگرم صحبت بودند ، براى تهيه‌ى تابلوى نقاشى جان مىداد . كمى آن طرف‌تر ، زنان غرق در زينت آلات با هم مىگفتند و مىخنديدند . دختران جوان نيز كه صورت‌هاى بسيار زيبايى داشتند ، كوزه‌ى آب روى دوش از لب رودخانه برمىگشتند و با ديدن ما از ته دل خنديدند . همان‌قدر كه لباس‌هاى آنان در نظر ما عجيب ديده مىشد ، لباس‌هاى اروپايى ما نيز به نظر آنان زمخت و ناهنجار مىآمد . در اين موقع دو قزاق ديگر نيز اسبانشان را زين كرده و راه الكساندراپول را پيش گرفته بودند . بعد از عبور از گردنه‌ى پر پيچ و خمى كه از كنار آن رود قارص‌چاى « 2 » با صداى حزن‌انگيزى جريان پيدا مىكرد ، يك دفعه از جلگه‌ى قزل‌تپه « 3 » - صحنه‌ى زد و خورد و نبردهاى خونين روس‌ها و ترك‌ها - سر درآورديم . روى قزل‌تپه يا تپه‌ى سرخ صليب سياهى نصب كرده بودند كه در آن جنگ معروف قطعا نشانه‌يى از حمله و درگيرى كينه‌جويانه و سرسختى بوده است . جاى جاى زمين آن پر از تكه‌هاى خمپاره‌ها و اسكلت چارپايان و حتى بقاياى استخوان انسان‌ها بود و در آسمان اين خاك خون‌آلود عقاب‌ها و لاشخورها با سروصداى گوشخراشى بدون بال زدن پرواز مىكردند . از نظر آنان جشن و ضيافت بزرگ ديگر تمام شده بود . و گاوآهن‌هاى افراد فرقه‌ى مالاكان‌ها و دوخوبور « 4 » ها اين خاك حاصلخيز را شخم مىزدند و كوه آلاگوز از زير آن نيم‌تاج سپيد

--> ( 1 ) . Argine : احتمالا ارجيان است . م . ( 2 ) . Karstchai ( 3 ) . Kisil - Tepe ( 4 ) . Doukhobors : اين كلمه‌ى روسى در اصل به معناى مبارزه در راه عقيده بوده و به اعضاى فرقه‌يى اطلاق شده است كه در نيمه‌ى دوم قرن هجدهم در اوكراين تأسيس شده و پيروان آن نفوذ و اعتقادات -